حسين بن عبد الله سرابى

مقدمه 6

سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى )

اسمعيل خان اين شرايط را پذيرفت و بدفع كامران ميرزا رفت . كامران به قندهار گريخت و فيروز بار ديگر تحت تبعيّت ايران به امارت برقرار گرديد . در سال 1232 بار ديگر فيروز علم مخالفت برافراشت . اين‌بار شاهزاده « حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه » پسر فتحعلى شاه و والى خراسان شخصا به هرات تاخت و آنجا را مسخر نمود و فيروز با دادن پنجاه هزار تومان جريمه بخشوده شد و مقرر گرديد كه مثل گذشته بنام شاه ايران سكه بزند و خطبه بخواند . بعد از برگشتن سپاه ايران از هرات محمود برادر فيروز كه تازه از زندان برادرش « شجاع الملك » رهائى يافته و بار ديگر امارت قندهار و كابل را بدست آورده بود ، بتحريك وزير خود « فتح خان بارك‌زائى » و بدعوت امراى سركش خراسان مخصوصا محمد خان قرائى پسر اسحق خان درصدد لشكركشى به اين سرزمين برآمد و فتح خان در 1233 با لشگرى فراوان بحدود كافر قلعه رسيد و در اين حمله « رحيم خان ازبك » والى خوارزم و امير بخارا نيز با او همدست بودند و خيال ايشان اين بود كه از هرطرف خراسان را مورد تاخت‌وتاز قرار دهند . شجاع السلطنه بعجله خود را به هرات رساند و فتحعلى شاه نيز شخصا به خراسان آمد و « ذو الفقار خان دامغانى » در نزديكى « كافر قلعه » فتح خان را شكستى سخت داد و قريب 12 هزار نفر از افغانان بچنگ سپاه ايران افتادند . پس‌ازاين فتح والى خوارزم از در عذرخواهى درآمده به خيوه برگشت و خوانين خراسان هم به غير از محمد خان قرائى همه بر سر جاى خود نشستند . محمد خان را هم شجاع السلطنه پس از خراب كردن قلعهء تربت بدست آورد و كشت « 1 » .

--> ( 1 ) - تاريخ مفصل ايران مرحوم اقبال صفحات 376 و 377 - ولى ظاهرا مطلب اخير اشتباه است و محمد خان مدتها بعد زنده بوده است چه بتصريح جهانگير ميرزا و نادر ميرزا در بقيه در صفحهء بعد